السلام علیکم و رحمه الله

من خوبم و اومدم بگم نگرانم نباشید

اون اتوبوس که تصادف کرد خداروشکر ما نبودیم

الان تو لعابی هتل هستم با یک مشت عرب هیز

انشالله برگشتم کامل مینویسم چی شد چی نشد

جای شما تو مدینه نماز خوندم

اسم همه ارو آوردم

تو مکه هم هنوز نتونستم خوب برم کنار خدا جونم

اما از دور به یاد همه بودم

سعی کردم اسمس هم بدم اما اگر نرسیده مقصر من نیستم

فعلا بای بای

من وقت زیادی ندارم هنوز لباس هام نشستم

ساکم نبستم

در کل هیچ کاری نکردم

خوش و خرم نشستم اینجا دارم تایپ میکنم

تازشم یک عالمه خرید دارم باید برم بیرون

از همه مهم تر با کسی هنوز بای بای نکردم

ساعت 1 هم حرکت میکنیم انشالله

شرمنده باور کنید دیشب تا حالا داشتم میخوندم

برای امتحان که آخرش گند زدم

بعدم رفتم برای علیرضا همون که شکل دختر بود

و عکسش دیدید و شما اذیت کردم

یک mp4 خریدم

آخه شب تولد حضرت محمد به روایت سنت ما مدینه هستیم

و به روایت شیعه مکه و علیرضا تولدش افتاده شب تولد

به روایت سنت و میخوام تو مدینه سورپرایزش کنم

برای همین کمبود وقت دارم چون از صبح مشغول بودم

نظرات تایید میکنم

اسم هر کسی هم آوردید نوشتم

اما متاسفانه و با کلی شرمنده گی نمیتونم

بیام تک تک وبلاگ شماها

انشالله اگر سالم برگشتم جبران میکنم

هم تو مدینه هم تو مکه دو رکعت نماز به نیت همه میخونم

میگن ثواب 1000 رکعت داره

حالا بعدش به من ربطی نداره خودتون

گیس کشی کنید و ثواب بیشتر جمع کنید

بازم میگم حلالم کنید اگر برنگشتم


_______________________________________
_______________________________________


میخواستم فردا آپ کنم اما به دلیلی که آخر میگم

امروز آپ میکنم

هیجده دی روزی بود که من رژیم شروع کردم

اما متاسفانه خودم موفق نمیدونم

و واقعا خجالت میکشم از داشتن این وبلاگ

و در بین شما بودن

چند روز پیش تو مطب دکترم یک خانمی

یک حرفی بهم زد اون لحظه خیلی تحمل کردم

و سکوت کردم و جوابش ندادم

اکثرا حدود ۹۰ درصد همین کار میکنم

در مقابل چیزهای که بهم میگن سکوت میکنم

اما از اون روز حرفش بدجوری تو ذهنم هست

و میبینم واقعا راست میگه

من واقعا خودم دست کم گرفتم و باید تو سال

جدید حسابی تلاش کنم حالا یا با کمک کسی

یا اگر نخواستن بدون کمک کسی

من دیگه نباید به امید کسی باشم که کمکم بکنه

باید خودم تمام راههای موجود امتحان کنم

بالاخره آخرش یا موفق میشم یا غیره

باید فقط به خودم فکر کنم و بهترین عالم باشم

روزی هزار بار میخوام به خودم بگم

من معصومه هستم با اراده ترین دختر ایران

خیلی خوشحالم که شما دارم

بهترین دوست ها و همراهانی که داشتم

و اما موضوع دوم

امسال هیجدهم دی یک اتفاق دیگه برای من افتاد

بالاخره بعد سالها انتظار بابا راضی شد

و کارش به یک ماه عقب انداخت و بالاخره من دارم

میرم پیش خدا جونم

بی نهایتتتتتتتتتتتتتتت خوشحالم

فردا برای همین نمیتونم آپ کنم

چون ساعت ۳ امتحان دارم و شب پرواز انشالله

تو دنیا واقعی سعی کردم هر کسی از دستم ناراحت بود

یک جوری باهاش تماس بگیرم و حلالیت بگیرم

بیشترین کسی هم اذیت کردم اول بابام بود و بعد دکترم

بابام که عمرم جونم عشقم و همه چیزم هست

و میدونم از دستم ناراحت نمیشه

دکترم هم خیلی صبور هستش در مقابل اخلاق من

دیگه نمیدونم منو بخشیده یا نه

امیدوارم بخشیده باشه و موفق باشه همیشه در کنار خانواده گلش

و خودش هم میدونه قصدم این نبوده که اذیتش کنم

و میدونه که فشار عصبی منو اون شکلی میکنه

اما تو دنیا مجازی هم خیلی ها هستن که از دستم ناراحتن

اینجا دنیا مجازی بود و با ۹۸ درصد که شما در ارتباطم

همه به نوعی دنبال کاهش وزن هستید

بعضی ها با اینکه میدونستن مهم ترین دغدغه یک چاق یا

مهم تر از همه یک خانم تو این جامعه لاغری هستش

اما باز بهم توهین میکردن و سر سوزن درکم نمیکردن

من هزار بار گفتم من این نیست که بیست چهار ساعت

نشسته باشم به چاقی و لاغری فکر کنم

نه بخدا من هزار یک مشکل خانوادگی دارم

تا حتی دیشب از بس بهم فشار روحی وارد شده بود

فکر نمیکردم تا صبح زنده بمونم از بس قلبم درد میکرد

تو دنیا مجازی حداقل دنبال آرامش بودم

که بفهمید من هم مثل تمام شما بخاطر این

مشکلات هست که میخوام وزنم کم کنم

و یک زندگی شاد برای خودم بسازم

خیلی وقتها سکوت کردم و از اون دوست فاصله گرفتم

چون دلم نمیخواد سر سوزن کسی از دستم ناراحت باشه

اما باز گاهی دلخوری ها پیش اومد

خواهش میکنم حلالم کنید و اینو بدونید

من ۸۰ کیلو نبودم که چند کیلو اضافه برام مهم نباشه

من با تمام تلاشم با تمام زحماتم

باز سه رقمی بودم و این واقعا اذیتم میکرد و میکنه

سعی کردم اسم همه ارو تو یک برگه بنویسم و اونجا

به یاد همه باشم

اما باز قسمت نظرات باز میذارم و اگر دوستان خاموش خواستن

بگن که اسم هاشون اضافه میکنم

فقط اینو بگم من تا فردا عصر بیشتر دسترسی به نت ندارم

تو مدینه یا مکه اگر نت تو هتل بود آپ میکنم

اگر هم برنگشتم حلالم کنید

پ.ن:وبلاگ خیلی ها میخواستم نظر بذارم اما نشد

باز فردا سعی میکنم بیام اگر نشد ببخشید

دوست جونهام من خط موبایلم با خودم نمیبرم

و خطم انتقال دادم به ایرانسلم

یعنی زنگ بزنید من جواب میدم

اما اس ام اس بدید من نمیتونم ببینم

چون خط همراه اول تو گوشی دیگه ام میذارم

و میذارم تو اتاقم باشه و نمیشه اس ام اس هم انتقال داد

اما بهتره تماس نگیرید

خودم اگر تونستم جلو کعبه با خط ایرانسلم اسمس میدم

البته اگر بذارند گوشی ببرم

پ.ن:خدا جونم دارم ثانیه شماری میکنم برای دیدن خانه ات

یک عالمه حرف دارم که باهات بزنم

ادامه نوشته

این چند روز به تمام معنا من حالم بد بود

نمیشد رژیم گرفت چون واقعا توان حتی دیگه

حرکت هم نداشتم اگر موقع دیگه بود شاید

برام اهمیت نداشت اما بخاطر آخر هفته

نباید بدنم ضعیف کنم

حالم الان خدارو هزار بار شکر بهتره

برای همین باز میخوام 3 روز پروتئین برم

اگر دیدم باز حالم بد شد رها میکنم

و از اول بهمن انشالله جدی شروع میکنم

شرمنده برای شما وقت نمیذارم و نمیام نت

چهارشنبه این امتحان کذایی بدم راحت شدم

اما فعلا باید بشینم یکسره بخونم

نوشتن به من کمک میکنه بهتر رعایت کنم

برای همین پست گذاشتم که جدول سه روز بذارم

ادامه نوشته

خیلی خسته ام جوری که واقعا

چشم هام به زور باز نگه داشتم

دلم نیومد امشب ثبت نکنم

خیلی خوشحالم امشب

ده روز سختی نتیجه داد و من ۳ کیلو کم کردم

زیاد نیست اما واقعا راضی ام

یعنی این ده روز بدترین روزهای من بودن

یک شب که خواهر برادرم خانه ما بودن

یک شبش یلدا بود

۳ روزش همش بساط کیک آبمیوه شیرکاکائو و غیره

برای نذر سمنو بود

یک شبش خانه دختر عموم دعوت بودیم شام

یک شب خانه خواهرم بودیم

دو بار تو جلسه های شرکت کردم که بساط

کیک آبمیوه و میوه بود

من چی کشیدم واقعا این ده روز

یک چیز بذارید تعریف کنم

نامردید بهم بخندید

ما دو تا یخچال داریم یکی طبقه پایین یکی بالا

بعد طبقه بالا کسی زیاد نمیره طرفش بعد

من هر شب که جایی بودم یا خانه خودمون

یک خوراکی برای خودم برمیداشتم و

میرفتم تو یخچال  پنهان میکردم

مثل مورچه ها که ذخیره میکنند برای زمستان

منم ذخیره میکردم برای آخر این ده روز

بعد رفتم وزنم بگیرم مشاورم عزیزم رفته بود

رفتم پیش دکتر خودم که ازش حلالیت هم بگیرم

بعد بهم گفت همین رژیم ادامه بده و یکسری چیزهای دیگه

اضافه کرد بعدش همون لحظه تو ذهنم گفتم

پس من این خوراکی ها تو یخچال چکار کنم

اومدم خانه بعد رفتم سر یخچال

هر چی گذاشته بودم ریختم بیرون

یک جعبه بزرگ پر کیک شیرینی آجیل آبمیوه داشتم

یعنی اصلا تو این ده روز من لب نزدم به غیر رژیمم

همه ارو آوردم پایین ریختم جلو بابام

گفتم یالله همه ارو بخور

گفت رفتی اینهمه کیک آبمیوه برای چی خریدی

بهش میگم نخریدم جمع کردم این چند روز

خودم دو تا شیرینی و یک لیوان آبمیوه و یک پیراشکی

با دو تا اسکوب بستنی میوه ی خوردم

آییییییییییییی حال داد

اما خوب فردا باز تخم مرغ گوشت مرغ شروع شد

بابا من از محل کارش یک شانه تخم مرغ میاورد

نصفش میریختیم دور نمیخوردیم اما من این ده روز ۲۱ تخم مرغ خوردم

موندم چجور ده روز دیگه باز تخم مرغ بخورم

دیگه نمیتونم تایپ کنم از بس خسته ام

تخته گاز لالا

پ . ن: معصومه تنبلی نکن قرص  های ویتامین ات به موقع بخور

تا حالت بد نشه که همش بخوابی

یادت باشه تو ۳ تا امتحان سخت داری و باید عالی بدی

میفهمی اینو؟

 

ادامه نوشته

باور کنید حالم خوبه

نگرانم نباشید

دور بودنم باعث نمیشه برم دنبال پرخوری

برعکس به در خواست خودم رژیم پروتئین گرفتم

البته رژیم پروتئین ۲ هفته است اما من ده روزه گرفتم

چون ۷ دی آخرین روزی هست که مشاورم تو اون مطب

و ده روز شد

راستش پشیمونم از کارمبرای این درخواست

هم شب یلدا بود واقعا اذیت شدم

هم ما نذر سمنو داریم و ۳ روز خانه ما شلوغ

انواع خوراکی ها

و واقعا برام سخت بود

اما خوب مقاومت کردم و شدیدا به جا نمره ۲۰ به

خودم نمره صد دادم

واقعا خودم تحسین کردم

من راستش تا ۱۸ دی امتحاناتم هست

چهارشنبه امتحان دارم صبح

فقط هم فردا وقت دارم بخونم

اما بعید میدونم وقت کنم

چون فردا روز آخر نذر و تو ظرف کردن پخش کردن شستن

واقعا کل روزم میگیره

نمیدونم واقعا چکار کنم

برام دعا کنید

من امشب اسم همه شما بردم

انشالله که همه شما حاجت بگیرید

این لینک ریما جونم داده بذارم تو وبلاگم

حتما ببینید

http://www.danette-ir.com/donation/donationhome.aspx

واقعا تا ۱۸ دی بهم نگید بنویس باور کنید وقت ندارم

حالا ۱۸ دی میگم چکار میخوام بکنم

برای همه چیز از شما ممنونم

تو این شبها منو خیلی دعا کنید

که تمام مشکلاتم حل بشه

ادامه نوشته