من وقت زیادی ندارم هنوز لباس هام نشستم
ساکم نبستم
در کل هیچ کاری نکردم
خوش و خرم نشستم اینجا دارم تایپ میکنم

تازشم یک عالمه خرید دارم باید برم بیرون
از همه مهم تر با کسی هنوز بای بای نکردم
ساعت 1 هم حرکت میکنیم انشالله
شرمنده باور کنید دیشب تا حالا داشتم میخوندم
برای امتحان که آخرش گند زدم
بعدم رفتم برای علیرضا همون که شکل دختر بود
و عکسش دیدید و شما اذیت کردم

یک mp4 خریدم 
آخه شب تولد حضرت محمد به روایت سنت ما مدینه هستیم
و به روایت شیعه مکه
و علیرضا تولدش افتاده شب تولد
به روایت سنت و میخوام تو مدینه سورپرایزش کنم
برای همین کمبود وقت دارم چون از صبح مشغول بودم
نظرات تایید میکنم
اسم هر کسی هم آوردید نوشتم
اما متاسفانه و با کلی شرمنده گی نمیتونم
بیام تک تک وبلاگ شماها
انشالله اگر سالم برگشتم جبران میکنم
هم تو مدینه هم تو مکه دو رکعت نماز به نیت همه میخونم
میگن ثواب 1000 رکعت داره
حالا بعدش به من ربطی نداره خودتون
گیس کشی کنید و ثواب بیشتر جمع کنید

بازم میگم حلالم کنید اگر برنگشتم
_______________________________________
_______________________________________
میخواستم فردا آپ کنم اما به دلیلی که آخر میگم
امروز آپ میکنم
هیجده دی روزی بود که من رژیم شروع کردم
اما متاسفانه خودم موفق نمیدونم
و واقعا خجالت میکشم از داشتن این وبلاگ
و در بین شما بودن
چند روز پیش تو مطب دکترم یک خانمی
یک حرفی بهم زد اون لحظه خیلی تحمل کردم
و سکوت کردم و جوابش ندادم
اکثرا حدود ۹۰ درصد همین کار میکنم
در مقابل چیزهای که بهم میگن سکوت میکنم
اما از اون روز حرفش بدجوری تو ذهنم هست
و میبینم واقعا راست میگه
من واقعا خودم دست کم گرفتم و باید تو سال
جدید حسابی تلاش کنم حالا یا با کمک کسی
یا اگر نخواستن بدون کمک کسی
من دیگه نباید به امید کسی باشم که کمکم بکنه
باید خودم تمام راههای موجود امتحان کنم
بالاخره آخرش یا موفق میشم یا غیره
باید فقط به خودم فکر کنم و بهترین عالم باشم
روزی هزار بار میخوام به خودم بگم
من معصومه هستم با اراده ترین دختر ایران
خیلی خوشحالم که شما دارم
بهترین دوست ها و همراهانی که داشتم
و اما موضوع دوم
امسال هیجدهم دی یک اتفاق دیگه برای من افتاد
بالاخره بعد سالها انتظار بابا راضی شد
و کارش به یک ماه عقب انداخت و بالاخره من دارم
میرم پیش خدا جونم
بی نهایتتتتتتتتتتتتتتت خوشحالم
فردا برای همین نمیتونم آپ کنم
چون ساعت ۳ امتحان دارم و شب پرواز انشالله
تو دنیا واقعی سعی کردم هر کسی از دستم ناراحت بود
یک جوری باهاش تماس بگیرم و حلالیت بگیرم
بیشترین کسی هم اذیت کردم اول بابام بود و بعد دکترم
بابام که عمرم جونم عشقم و همه چیزم هست
و میدونم از دستم ناراحت نمیشه
دکترم هم خیلی صبور هستش در مقابل اخلاق من
دیگه نمیدونم منو بخشیده یا نه
امیدوارم بخشیده باشه و موفق باشه همیشه در کنار خانواده گلش
و خودش هم میدونه قصدم این نبوده که اذیتش کنم
و میدونه که فشار عصبی منو اون شکلی میکنه
اما تو دنیا مجازی هم خیلی ها هستن که از دستم ناراحتن
اینجا دنیا مجازی بود و با ۹۸ درصد که شما در ارتباطم
همه به نوعی دنبال کاهش وزن هستید
بعضی ها با اینکه میدونستن مهم ترین دغدغه یک چاق یا
مهم تر از همه یک خانم تو این جامعه لاغری هستش
اما باز بهم توهین میکردن و سر سوزن درکم نمیکردن
من هزار بار گفتم من این نیست که بیست چهار ساعت
نشسته باشم به چاقی و لاغری فکر کنم
نه بخدا من هزار یک مشکل خانوادگی دارم
تا حتی دیشب از بس بهم فشار روحی وارد شده بود
فکر نمیکردم تا صبح زنده بمونم از بس قلبم درد میکرد
تو دنیا مجازی حداقل دنبال آرامش بودم
که بفهمید من هم مثل تمام شما بخاطر این
مشکلات هست که میخوام وزنم کم کنم
و یک زندگی شاد برای خودم بسازم
خیلی وقتها سکوت کردم و از اون دوست فاصله گرفتم
چون دلم نمیخواد سر سوزن کسی از دستم ناراحت باشه
اما باز گاهی دلخوری ها پیش اومد
خواهش میکنم حلالم کنید و اینو بدونید
من ۸۰ کیلو نبودم که چند کیلو اضافه برام مهم نباشه
من با تمام تلاشم با تمام زحماتم
باز سه رقمی بودم و این واقعا اذیتم میکرد و میکنه
سعی کردم اسم همه ارو تو یک برگه بنویسم و اونجا
به یاد همه باشم
اما باز قسمت نظرات باز میذارم و اگر دوستان خاموش خواستن
بگن که اسم هاشون اضافه میکنم
فقط اینو بگم من تا فردا عصر بیشتر دسترسی به نت ندارم
تو مدینه یا مکه اگر نت تو هتل بود آپ میکنم
اگر هم برنگشتم حلالم کنید
پ.ن:وبلاگ خیلی ها میخواستم نظر بذارم اما نشد
باز فردا سعی میکنم بیام اگر نشد ببخشید
دوست جونهام من خط موبایلم با خودم نمیبرم
و خطم انتقال دادم به ایرانسلم
یعنی زنگ بزنید من جواب میدم
اما اس ام اس بدید من نمیتونم ببینم
چون خط همراه اول تو گوشی دیگه ام میذارم
و میذارم تو اتاقم باشه و نمیشه اس ام اس هم انتقال داد
اما بهتره تماس نگیرید
خودم اگر تونستم جلو کعبه با خط ایرانسلم اسمس میدم
البته اگر بذارند گوشی ببرم
پ.ن:خدا جونم دارم ثانیه شماری میکنم برای دیدن خانه ات
یک عالمه حرف دارم که باهات بزنم
