عید همگی مبارک
خیلی وقته پست جدید نذاشتم
اول از همه
خاک تو سر بلاگفا
دو سال وبلاگ منو حذف کرده
حتی تا پیوندهای وبلاگ و پیوندهای روزانه حذف کرده
من الان آدرس خیلی از وبلاگ ها ندارم
متاسفم برای این سایت
که حداقل قبلش هیچی نگفت تا یک نسخه پشتبان همه بگیرن
حالا وبلاگ من روزمره بوده اگر حذف شده چیزی نیست
اما خیلی وبلاگ داریم که واقعا براش زحمت کشیدن


بلاگفا


عرضم به حضور شما
وسط های اردیبهشت دیگه درد واقعا بهم غلبه کرده بود
با دکتر ارتوپدم حرف زدم و سریع نوبت عمل زد تو کلنیک خصوصی
من میترسیدم اما مجبوری رفتم
کلاس هام کمی مونده بود اما رها کردم
مثلا یک عالمه پول از من گرفت تو کلنیک خصوصی این کار بکنه
اما با قتلگاه فرقی نداشت
واقعا رفتارشون خیلی بد بود
تو اوج درد که من میکشیدم پرستار محترم
یکسره داشتن منو مسخره میکردن و میخندیدن
یعنی واقعا من فقط نگاهش میکردم
نمیدونم چرا سکوت کرده بودم در برابر بی احترامی هاش
که دیگه کسی که اتاقها تمیز میکرد اومد جلو به پرستاره چیز گفت
و بعدش هر چی گفتن باید چند ساعت بمونی
و نمیتونی راه بری
من بغض بدی تو گلوم بود و اومدم بیرون
سر این راه رفتن شدیدا درد کشیدم
دقیقا من یکشنبه پام عمل کردم
چهارشنبه زنگ زدن بیا عمل برای چشمت
گفتم عقب بندازید گفتن میره 3 ماه بعد
دیگه مجبوری با درد پام رفتم تهران
واقعا متاسفم برای تمام دکترها و پرستارها شهرم
واقعا تو تهران پرستارهاش عالی بودن
تا فهمیدن من نمیتونم راه برم
سریع مبل راحتی برای من باز کردن
و گفتن دراز بکش و آبمیوه کیک و شیرینی شکلات
گذاشتن و تا تو اتاق عمل دستم گرفتن که اذیت نشم
من فمتو عمل کردم کلا 4 ساعت اذیت شدم
بعد اون نه عینک دودی زدم نه درد داشتم
اما از اول سال تصمیم گرفته بودم تغییر کنم
حتی یک صدم این تغییر نمیخواستم
چون میدونستم بخاطر این تغییر مجبورم خیلی چیزها بذارم کنار
اما مجبور شدم این تغییر قبول کنم
دلتنگی هام و غم هام تو دلم ریختم نذاشتم کسی بفهمه
اما چشم هام شدیدا اذیت شدن
و سه دفعه مجبور شدم برم تهران از درد چشمهام
آخرش یک دکتر سوئدی بود گفت چشم هات هیچ
مشکلی نداره و فقط عصبی هستی
و گفت اشک چشم هات الان سم برای تو
و واقعا هم همینجور بود
برنامه رژیمم دارم رعایت میکنم
و طبق رژیم دکترم دارم عمل میکنم نه کمتر میخورم نه بیشتر
تو 18 روز 3 کیلو کم کردم و دکترم خیلی ذوق کرده بود از کاهشم
من مثل مجسمه نگاهش میکردم
میگفت تو ماه رمضان کاهش وزن خیلی سخته اما تو عالی بودی
من مجبور شدم خیلی بهش دروغ بگم
یک روزی مطمعنم تمام حقیقت ها بهش میگم
و ازش معذرت خواهی میکنم
واقعیت اینه من دوستش ندارم فعلا
و حس خوبی نسبت بهش ندارم
اما میدونم با گذر زمان بهش کم کم عادت میکنم
من بیشتر از اینکه 20 روز یکبار چکم میکنه
فقط از همین راضیم و بیشتر برای همین که قبولش کردم
چند روز دیگه باز برم ببینم چکار کردم
کتاب هام جدی شروع کردم به خوندن
و میخوام سال بعد حتما رشته تغذیه قبول بشم
به نظرم کنکور خیلی راحته
فقط بچه های این دوره زمونه شدید واقعا تنبل هستن تو درس خوندن
من میتونم از این فرجه استفاده کنم
و حسابی بخونم تا رتبه خوبی بیارم
خدا چه دیدی شاید رتبه پزشکی هم آوردم
به خودم فعلا خیلی امیدوارم
وای بعد این همه مدت که اومدم چقدر حرف زدم
چند تا حرف کوتاه فقط
1.من آدرس وبلاگ یا سایت شما ندارم برام بذارید
2.من وایبرم بخاطر شارژ اینترنتم حذف کردم
و گاهی میام وصل میکنم فقط بخاطر یک دکتر
که بهم کمک میکنه و راهنمایم میکنه
لطفا تو تلگرام برام پیام بذارید
3.من زیاد اینترنت نمیام پس اگر دیر جواب میدم از دستم ناراحت نشید
4.آدم ها دو دسته هستن
یک دسته که دیگران اذیت میکنن برای آسایش خودشون
یک دسته که خودشون اذیت میکنن برای آسایش دیگران
متاسفانه من جز دسته دوم هستم
دارم خودمو اذیت میکنم تا دیگران اذیت نکنم
برام دعا کنید خدا به دلم آرامش بده
فقط همین میخوام