سعی کردم تا حدودی نظرات جواب بدم
شرمنده دیر شد
کلا یکمی همیشه کمبود وقت دارم شدید
الان باید 450 صفحه بنویسم که 87 تاشو نوشتم
خسته شدم انداختم کنار گفتم بیام سراغ وبلاگم و شما

هفته خوبی نبود برام
جمعه اش فقط فوق العاده عالی بود
رفتیم با خواهرم بیرون تولد خواهرزاده ام بود
و چون از اونجا که تو فضا باز من اشتهام هزار برابر میشه
یک عالمه سالاد خوردم
خودمم میدونستم کلم نمیتونم بخورم بخاطر طبع گرمش
اما هی میگفتم بذار بخورم بلکه طبع بدنم عوض بشه
اما از عصر شروع شد بدنم به قرمز شدن و خارش خیلی شدید بدنم
یعنی من شب تا صبح هی میرفتم بدنم خیس میکردم
تو اون سرما میومدم جلو پنکه اما باز خوابم نبرد
حالا گوشیمم شارژ نداشت شارژم طبقه پایین بود
بابا لالا بود نمیتونستم در باز کنم یعنی تا صبح هزار سال برام گذشت
__________________________
معمولا یکشنبه صبح استاد ریاضیم اولین اسم که صدا میکنه
برای پرسش من بدبختم
حالا من دو روز فقط نشسته بودم و میخوندم و تست میزدم
اما تا اسم صدا کرد کلا احساس کردم هیچی تو ذهنم نیست
یعنی چجور داشتم از استرس میلرزیدم
استادم دفترم گرفت بعد میگفت چرا دست هات میلرزه
اولش این استاده اومده بود یک چیزی گفت بهم جلو همه
من جوابش دادم و دفعه بعد محل بهش نذاشتم
اما خودش اومد بالا سرم منم سرم پایین بود
یکدفعه داد زد گفت آماده ی ازت بپرسم
چنان ترسیده بودم
گفتم زهرمار آرومم میتونی بگی
حالا هر استادی بود بیرونم میکرد
اما این عوضی کثافت میخنده
هیچی هر دفعه حالا سر به سرم میذاره
میگه تو از اون دانش آموزهای که من هیچوقت فراموش نمیکنم
به اصطلاح خودش میخواد منو تحت فشار بذاره هی برم بخونم
اما هی داد میزنه
هر چی هم میگم سر من داد نزن من استرس میگیرم
بابام جرات نداره سر من داد بزنه
اما کرم داره یکدفعه بی هوا داد میزنه
میگه اینجوری استرست کم میشه
اما خب یکشنبه یک کابوس برای من ایجاد کرد
همش دارم میگم من اینهمه دارم میخونم
یکدفعه همه چیز از ذهنم میره
برای کنکور میخوام چکار کنم
تمام تلاشم و زحماتم بخاطر استرس که دارم به هدر میره
بدجور ذهنم مشغول کرده و منو ناامید کرده
تصمیم گرفتم یک جلسه مشاوره برم پیش یک روانشناس
نمیدونم شاید بتونه کمکم کنه
این وضعیت اصلا خوب نیست برای من
روزهام با خر خونی و کلاس میگذره فعلا که بی نتیجه بوده همش
یاد میگیرم اما...............
امیدوارم خدا کمکم کنه
باید بیشتر تلاش کنم
در مورد رژیم که میگید رها کردم
نه اینجور نیست رها نکردم
فقط وقت ورزش ندارم
گاهی تو خانه بین 45 تا یکساعت فقط تند در حالت دو راه میرم
و گاهی 6.30 صبح که بیدار شدم وقت کنم نرمش میکنم
همین
____________________
چه خوبه یاد بگیریم که تلگرام و اینستگرام همیشه هست
اما بدن ما سلامتی اش از دست بده
شاید ما نتونیم برگردونیم به حالت قبل
من خودم الان بیست روزی هست
شبها بین ساعت 11 تا 12 خوابم
اما گاهی دوستان میبینم حتی ساعت3 یا 4 صبح
تو تلگرام پیام داده
اگر دنبال کاهش وزن هستی حتما ساعت خوابیدن خودتون عوض کنید
بدن روند طبیعی خودش نمیگذرونه
برای همین در طول روز هم همش خسته هستید
و چون خوب نخوابیدید همش عصبی و اشتها محترم بیدار
والله من 6.30 صبح بیدار میشم تا 11 شب اصلا احساس خستگی نمیکنم
اما 11 که میشه
دیگه چوب کبریت لا پلک چشم هام میذارم
_________________________
خیلی حرف زدم
اما دکترم یک چیزی تو tv یادم داد در مورد گلیسمی
حالا من چون زیاد حرف زدم در موردش چیزی نمیگم اما شما
حتما تو نت جستجو کنید در موردش
مطمعنم برای غذا روزانه حتما گزینه های
بهتری انتخاب میکنید
دکی خان الان مدتی هست یکشنبه ساعت 11 صبح
شبکه قم حرف میزنن و چیزهای خوبی یاد میدن
اگر آنتن دیجیتال داشته باشید میتونید برنامه اش ببینید
دیگه شاید تا عید بابای
