دکترم امروز نوبت دکتر ارتوپد برام گرفت
که دارو داد گفت مشکلی نداری
زندگی در جریانه
این کانال دکترم هر کسی خواست تو تلگرام
دکترم امروز نوبت دکتر ارتوپد برام گرفت
که دارو داد گفت مشکلی نداری
زندگی در جریانه
این کانال دکترم هر کسی خواست تو تلگرام
فکر میکردم دیگه هیچ وقت نمیتونم به آرزوم برسم
تا دکترم بهم گفت عملی هست که خطری نداره
راحت تمام چربی ها در میارم
چرا دروغ بگم اولش هزینه اش برام مشکل بود
هر چی دکترم میگفت بهانه میاوردم که فعلا نه
نمیتونستم از بابام بگیرم
چون واقعا میدونستم نمیتونه اونم این هزینه بهم بده
صبر کردم تا بلکه بابام بتونه باز سر پا بشه
که خداروشکر باز تونست
تمام پولم بعد 3 سال بهم داد
خیلی خوشحال بودم میتونستم به آرزوم برسم
میتونستم برم عمل انجام بدم
اما.............
هیچ چیزی برای من دوام نداره
حتی خوشحالی هام
با دکتر صحبت کردم عکس بدنم براش فرستادم
اما گفتن نمیشه وزن شما بالاست
باید حتما وزنت کم کنی
واقعا من اگر میتونستم وزنم کم کنم چرا دیگه عمل میکردم
باور کنید خیلی سعی کردم
اما تنها راه کاهش وزن من اینه که کلا هیچی نخورم
تا بلکه مقداری وزنم کم بشه اما خب
نمیتونم با ضعف های بدنم مقابله کنم
خواسته باشم مقدار کم هم بخورم
که ضعف ها دست از سرم بردارن وزنم میره بالا
هر چی تلاش میکنم انگار یک مانع همیشه جلو راه منه
یک انسان چاق تو این جامعه زندگیش خیلی بدتر از
یک بیماری ایدز یا سرطان
اونها میدونن مریضن و حتی دید مردم گاها شاید
دلسوزانه باشه اما یک چاق اگر کسی ببینه
فقط حرفشون یک چیزی اونقدر خورده که مثل گاو شده
بعد اونم سیل توهین و تحقیر به طرف روانه میکنن
حتی عمل هم نتونست به من کمک کنه
باید این واقعیت تلخ بپذیرم
من تا آخر عمرم هیچوقت نمیتونم به آرزوهام برسم
تلگرام وصل کردم
اما سیل پیام ها به طرفم سرازیر شد
معصومه لاغر شدی
رژیم داری
دلم بدجور گرفت
تحملش واقعا دیگه ندارم
حس میکنم با تمام وجودم دیگه خسته ام
میخوام برم تو تنهایی خودم
جایی که هیچ کسی نباشه
دیگه وبلاگم نمیام
پس نظر نذارید چون مطمعن باشید نمیخونم
از شما خواهش میکنم خواهشم در حد التماس
بهم پیامک یا زنگ نزنید
تلگرام باز حذف میکنم
نترسید من نمیمیرم
خدا حالا حالاها قصد داره منو زجر بده و لذت ببره
بذارید فقط تو آرامش تنهایی خودم باشم
از همه شما بی نهایت سپاسگذارم
انشالله همه شما به تمام خواسته های که دارید برسید
دو هفته پیش به یک نفر تو تلگرام یک پیام دادم یک سوال پرسیدم
یک چیزی دیده بودم
بدجور منو بهم ریخته بود
اگر مهر تایید میزد به سوالم خیلی منو بهم میریخت
وقتی پیام دادم سر کلاس بودم
بعد ارسال پیامم حالم خیلی بد شد
اصلا تحمل موندن تو کلاس نداشتم
به استادم گفتم استراحت بده
گفت چته چرا رنگ و روت پریده چی شد یکدفعه
گفتم فشارم افتاده استراحت بده بریم بیرون
اومدم تو پله ها دیدم آسانسور پره
صبر نکردم از پله ها اومدم پایین
یکدفعه چشمام هیچی ندید و همه چیز سیاه شد
نفهمیدم چی شد فقط دیدم دوستام بالا سرم هستن
هی صدام میکردن معصومه چی شده
گیج گیج بودم
استادم گفت ماشین خودم اومدم ببرمت بیمارستان
گفتم نه
نمیدونم دقیقا از چند تا پله افتاده بودم
فقط میلرزیدم
دوستم رفت نمک و شکر با آب مخلوط کرد بهم داد
حالم بهم خورد
اه اه میگفت ترکیب سرم همینه
یک درد تو پام احساس میکردم اما زیاد نبود میتونستم راه برم
فردا درد بیشتر شد تمام پام از زانو تا مچ پام سیاه بود
رفتم بیمارستان
بعد چقدر اذیت کردن و تو نوبت بودن
گفت چی شده گفتم از پله افتادم
گفت برو تشکیل پرونده بده آتل ببند
گفتم آتل ببندم نمیتونم کارهام انجام بدم
گفت پس نمیتونم کاری برات انجام بدم
بهش گفتم حداقل یک نگاه بندازید
یک نگاه کرد بهم گفت برو پاتو با باند کشی ببند کرم هم بزن
عوضی کثافت بعدش رفت
ای کاش به حرفش گوش نمیدادم
باند کشی گرفتم و بستم دردش چند برابر شد
پس فرداش کلاس داشتم باید میرفتم
میخواستم برم کلاس تاکسی گرفتم باندم دوباره بستم
تاکسی یکدفعه انداخت تو دست انداز ماشین
اون بنده خدا تقصیری نداشت
اما من
یک آن احساس کردم زیر پوست پام
یک چیز انگار جدا شد فقط داد میزدم از درد
با دو تا دستهامم پامو گرفته بودم
بنده خدا تاکسی منو برد بیمارستان
گفت باید پاتو گچ بگیری
گفتم نمیتونم
لجبازی نیست من پامو گچ بگیرم واقعا کسی نیست کمکم کنه
اونوقت شرایط صد برابر برام بدتر میشه
نرفتم کلاس و اومدم خانه مسکن خوردم فقط خوابیدم
نمیتونستم حتی پامو بذارم زمین از درد
همش تو خانه هستم
چون هیچ تحرکی ندارم مجبورم شدم برای اینکه وزنم نره بالا
غذام کلا یک وعده کنم اونم خیلی کم
خواستم نوبت دکتر ارتوپد بگیرم برم بلکه اون نگه گچ بگیر و یک راهکار بهم بگه
زنگ زدم برای تیرماه نوبت داد
گفتم درد دارم گفت وقت هامون پره
گرسنگی یک طرف
درد پام یک طرف
خانه بودن همش یک طرف
منو خیلی داره اذیت میکنه
برای همین از همه چیز فاصله گرفتم
چون خیلی عصبیم و میدونم هر لحظه امکانش هست یکیو ناراحت کنم
من بیشتر راضیم خودمو عذاب بدم تا دیگران ناراحت کنم
دو هفته است لا کتاب هام باز نکردم
خیلی بد عقب افتادم
امیدم اینه هر روز بهتر بشه
اما داره برعکس میشه درد لامصب هر روز داره بیشتر میشه
بهتر شدم تلگرام باز نصب میکنم
برام دعا کنید پام خوب بشه
