واقعیت بخوام بگم

دو هفته پیش به یک نفر تو تلگرام یک پیام دادم یک سوال پرسیدم

یک چیزی دیده بودم

بدجور منو بهم ریخته بود

اگر مهر تایید میزد به سوالم خیلی منو بهم میریخت

وقتی پیام دادم سر کلاس بودم

بعد ارسال پیامم حالم خیلی بد شد

اصلا تحمل موندن تو کلاس نداشتم

به استادم گفتم استراحت بده

گفت چته چرا رنگ و روت پریده چی شد یکدفعه

گفتم فشارم افتاده استراحت بده بریم بیرون

اومدم تو پله ها دیدم آسانسور پره

صبر نکردم از پله ها اومدم پایین

یکدفعه چشمام هیچی ندید و همه چیز سیاه شد

نفهمیدم چی شد فقط دیدم دوستام بالا سرم هستن

هی صدام میکردن معصومه چی شده

گیج گیج بودم

استادم گفت ماشین خودم اومدم ببرمت بیمارستان

گفتم نه

نمیدونم دقیقا از چند تا پله افتاده بودم

فقط میلرزیدم

دوستم رفت نمک و شکر با آب مخلوط کرد بهم داد

حالم بهم خورداه اه میگفت ترکیب سرم همینه

یک درد تو پام احساس میکردم اما زیاد نبود میتونستم راه برم

فردا درد بیشتر شد تمام پام از زانو تا مچ پام سیاه بود

رفتم بیمارستان

بعد چقدر اذیت کردن و تو نوبت بودن

گفت چی شده گفتم از پله افتادم

گفت برو تشکیل پرونده بده آتل ببند

گفتم آتل ببندم نمیتونم کارهام انجام بدم

گفت پس نمیتونم کاری برات انجام بدم

بهش گفتم حداقل یک نگاه بندازید

یک نگاه کرد بهم گفت برو پاتو با باند کشی ببند کرم هم بزن

عوضی کثافت بعدش رفت

ای کاش به حرفش گوش نمیدادم

باند کشی گرفتم و بستم دردش چند برابر شد

پس فرداش کلاس داشتم باید میرفتم

میخواستم برم کلاس تاکسی گرفتم باندم دوباره بستم

تاکسی یکدفعه انداخت تو دست انداز ماشین

اون بنده خدا تقصیری نداشت

اما منیک آن احساس کردم زیر پوست پام

یک چیز انگار جدا شد  فقط داد میزدم از درد

با دو تا دستهامم پامو گرفته بودم

بنده خدا تاکسی منو برد بیمارستان

گفت باید پاتو گچ بگیریگفتم نمیتونم

لجبازی نیست من پامو گچ بگیرم واقعا کسی نیست کمکم کنه

اونوقت شرایط صد برابر برام بدتر میشه

نرفتم کلاس و اومدم خانه مسکن خوردم فقط خوابیدم

نمیتونستم حتی پامو بذارم زمین از درد

همش تو خانه هستم

چون هیچ تحرکی ندارم مجبورم شدم برای اینکه وزنم نره بالا

غذام کلا یک وعده کنم اونم خیلی کم

خواستم نوبت دکتر ارتوپد بگیرم برم بلکه اون نگه گچ بگیر و یک راهکار بهم بگه

زنگ زدم برای تیرماه نوبت داد

گفتم درد دارم گفت وقت هامون پره

گرسنگی یک طرف

درد پام یک طرف

خانه بودن همش یک طرف

منو خیلی داره اذیت میکنه

برای همین از همه چیز فاصله گرفتم

چون خیلی عصبیم و میدونم هر لحظه امکانش هست یکیو ناراحت کنم

من بیشتر راضیم خودمو عذاب بدم تا دیگران ناراحت کنم

دو هفته است لا کتاب هام باز نکردم

خیلی بد عقب افتادم

امیدم اینه هر روز بهتر بشه

اما داره برعکس میشه درد لامصب هر روز داره بیشتر میشه

بهتر شدم تلگرام باز نصب میکنم

برام دعا کنید پام خوب بشه