تبليغاتX
ღ.•*میخوام سالم باشم و مانکن بشم*•.ღ

ღ.•*میخوام سالم باشم و مانکن بشم*•.ღ
يادم باشد حرفي نزنم که دلي بلرزد و خطي ننويسم که کسي را آزار دهد
یک کیک فوق العاده خوشمزه و بافت نرم

و صد البته رژیمی

من عاشقش شدم نه تنها من بلکه کل خانواده ام

فقط آموزشش میذارم تو ادامه مطلب چون خیلی

وبلاگم سنگین میشه

عک..س کیک از من نیست

ولی دقیقا عین همین میشه


موضوعات مرتبط: غذاهای رژیمی من
ادامه مطلب
[ جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 0:3 ] [ ღ•**•ღمعصومهღ•**•ღ ] [ ]

 

 

پستم  نمیدونم چجوری پاک شده

منم دیگه حوصله نوشتن ندارم

[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 15:11 ] [ ღ•**•ღمعصومهღ•**•ღ ] [ ]
سلام به همه دوستان گلم

شرمنده بابت بی خبر رفتنم

دوشنبه شب دختر عمو مامانم (البته با هم خیلی دوستیم)

بهم زنگ زد و گفت عمه مامانم فوت کرده

شب دیگه اونقدر میترسیدم که بخوابم تا صبح

زیر پتو چشمهام بسته بودم

و واقعا از ترس داشتم میلرزیدم

دیگه روز سه شنبه رفتیم کاشان

اونجا اصلا اصلا خوب نبود

چون یک دختر مجرد داره

و وقتی میدیدم چجور بی تابی میکنه

خیلی اعصابم خرد شده بود

شب هم رفتیم خانه مادربزرگم و برای خواب رفتیم خانه خاله ام

مگه این خاله ام و دختر عمو گذاشتن من بخوابم

اونقدر چرت و پرت گفتیم و خندیدم

آخرش با صدا داد و بیداد بقیه خوابیدیم

کلا من شاید ۲ ساعت خوابیدم

صبح زود هم رفتیم قمصر

البته فقط من و مامان و بابا

هوا عالی بود اما گلها هنوز باز نشده بود

واقعا من عاشق این شهرم

حتما پیشنهاد میکنم تا ۳ هفته دیگه یک سر به اونجا بزنید

اون موقع هم تمام گلهاش باز شده

رفتیم تو مرکز شهر قمصر و حسابی تو خیابان و کوچه هاش گشتیم

متاسفانه اصلا عکس نگرفتم

یک عالمه هم عرقیجات خریدیم

اما اینو به شما بگم برای خرید گلاب برید کاشان

چون شهر قمصر اصلا گلاب خوب نداره

برای اینکه هم بفهمید گلاب خوب هست یا نه

کمی از گلاب بخورید

گلاب اصل تلخ تلخه

گلابی که تلخ نیست بدونید آب که عصاره گل بهش زدن

یک نوع شربتی داره که

ترکیب هل و گلاب و ت.خ.م شربتی

من عاشق اینم خیلی بو عطر میده و خیلی خوبه

حتما رفتید قمصر بخرید و رنگش قرمز

بعد اون باز رفتیم کاشان و رستوران

(من همیشه تو رستوران که میرم ناراحت نیستم

چون سفارش خوراک جوجه میدم بدون پلو و سالاد بدون سس

و خیلی راحت بدون ترس کالری میخورم)

بعد اون برگشتیم شهرمون

تو ماشین همش به این فکر میکردم

تا شب میخوابم چون دو شب نخوابیده بودم و خسته خسته

اما میگن هیچوقت پیش بینی برای آینده نکنید

تا کلید انداختیم به در خانه پسر عمو بابام زنگ زد ما داریم

میایم خانه شما

من دست تنها اونم شدیدا خسته دیگه مجبور شدم

دو طبقه ساختمان تمیز کنم دستمال بکشم

جاروبرقی بکشم و ظرف بشورم اونم در عرض ۳۰ دقیقه

وقتی نشستم جلو خانم پسر عمو بابام چشمهام خدایش

مونده بودم چجور باز نگه دارم

اونها که رفتن خواهر برادرهام اومدن

دیگه ساعت ۱۱.۳۰ با فحش بیرون اشون کردم رفتم خوابیدم

تا ۱۰ صبح هم خواب بودم

فدا دنیا جونم هم بشم که منو هی شرمنده کرد

بیا دنیا کامل با جزییات نوشتم کجا بودم

دوست جونهام من تا یک مدت نمیام نت

لپ تاپم باید بدم گارانتی

و هر موقع بهم دادن سریع میام نت

سعی میکنم مواظب خوردنم باشم و فقط وزن کم کنم

دلم برای شما و اینجا تنگ میشه

اما چاره ی ندارم

امیدوارم وقتی برگشتم همه بهم خبر بدن

که وزن هاشون خیلی کم شده

دوستتون دارم شدیددددددددد


ادامه مطلب
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 11:15 ] [ ღ•**•ღمعصومهღ•**•ღ ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اگر نام مرا با الماس بنويسند

يا ننويسند،چه تفاوت؟



تو مرا بشناس



تو مرا بخوان



تو مرا درياب
آخرين مطالب
لینک دوستان
امکانات وب
فال امروز